و همچنین عمق مظلومیت امام حسن (علیه السلام ) را هم درک نکردند و این مظلومیت رفته رفته گسترده شد . تااینکه در زمان امام حسین (ع) از دین فقط نامی ماند و رنگی !
و همچنان مظلومیت حقیقی امام (ع) در پرده بود و مردمان در بیهوشی و سکرات هوی و هوس خود مشغول و یا در لهو بودند یا در لعب و از دین فقط یک نمازو روزه ی صوری داشتند و یک حج ! این می رفت تا پایه و سطح دین هم از آنها گرفته شود . اینجا بود که امام حسین (علیه السلام ) قیام کرد و فرمود : " من برای تجدید دین جدّم رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم ) قیام کردم " .
حضرت قیام کرد تا به مسلمانان کل جهان عملا نشان دهد که شخصیت و حقیقت امام (ع) شما کشته شده و چون این کشته شدن شخصیت وجودی است و به چشم نمی آید و کسی نمی تواند عمق این فاجعه را درک کند ، پس امام (ع) با قیام خود و با پاره پاره کردن جسم و شخص خود آن مظلومیت را در کربلا به نمایش گذاشت ، تا چشم ها آن را لمس و قلبها آن را درک کنند .
ناگفته نماند که عمق این مظلومیت آنقدر زیاد بود که حتی علی اصغر(ع) شش ماهه هم باید در این صحنه ی نمایش به کمک بابا می آمد تا این مظلومیت و ادراک این سر بریدن برهمگان قابل هضم شود .
بنابراین ، آنجا که حضرت زینب (س) دست در زیر بدن پاره پاره کرد و فرمود : " خدایا این قربانی ناقابل را از ما ال محمد (ص) قبول کن " واقعا تعارف نداشت و حقیقت را گفت . چون این بدن پاره پاره ،در مقابل آن شخصیت و حقیقت امام (ع) واقعا ناقابل بود که در سقیفه تصمیم به نابودی آن داشتند و تنها راه نشان دادن این مظلومیت ، این بود که در کربلا آن را به نمایش بگذارند تا همگان این واقعه را به چشم ببینند و بفهمند که در بطن و درون خود یک عالم دینی دارند و باید به آن وارد شوند و این میسر نمی شود تا اینکه اول امام وجود شان را دریابند و بعد به همراه امام (ع) آن مسیر زمین تا آسمان وجودشان را طی کنند تا فردا در بهشت و جنت و فردوس و رضوان به آرامش کامل دست یابند .
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:


















